حسین سلیمانی دکلمه نامه پانزدهم

دانلود آهنگ جدید حسین سلیمانی بنام نامه پانزدهم

Download New Music Hossein Soleimani – Nameh 15

“به همراه متن دکلمه”

دانلود دکلمه نامه پانزدهم از حسین سلیمانی

جهت دانلود آهنگ های حسین سلیمانی کلیک کنید.

 

متن آهنگ نامه پانزدهم از حسین سلیمانی

 

سلام بذار همین اول بهت بگم
این نامه آخره
اومدیم همونجایی که بابام میگفت بریم بریم
اومدیم پیش یه دکتر جدید
دیگه از دکتر قشنگه هم خبری نیست انگار
مامان و بابام کلی با دکتره حرف زدن
بابام بهش گفت که من زدمش نامرد
بعد من رفتم تو ولی هر چی حرف زدم دکتره گوش نداد نامرد
کلشو کرده بود تو موبایلش انگار نه انگار منم اینجام
منم زدم همه چیشو ریختم به هم
مامان بابام اومدن دستمو گرفتن
اگه نگرفته بودن که خودشم میزدم دکتره حروم، حرف نشنو

مامان بابام کلی آرومم کردن
بعد از یه در دیگه اومدیم تو
سوار آسانسور شدیم
یک دو سه طبقه سوم
اومدیم توی بخش بعد بابام منو تحویلشون داد
دوییدم دنبالش گفتم دارید منو تنها میذارید
اما روپوش سفیده دستمو گرفت نذاشت برم
مامانم یهو برگشت گفتم الان منو نجات میده
اما رفت

اینام منو کشوندن تو یه اتاق
از پشت پنجره دیدم مامانم داشت گریه میکرد
داد زدم بابا چتونه پس واسه چی منو تنها میذارید که
میخواید گریه کنید حالا

خیر سرم تولدمه
بابام یه نگاه انداخت بالا فکر کنم یادش اومد تولدمه
گفتم الان میاد منو میبره میگه ببخشید
من اصلا حواسم نبود تولدته
خیلی زدم به شیشه ها نشنید
اینم نشنید مگه میشه منو تنها بذارن
ای خدا یا خیلی برگردون عقب
یا بزن بره جلو
اینجای زندگی دلم خیلی گرفته

دوباره اون خانوم دکتره با یه لیوان قرص و یه لیوان آب پیداش شد
گفت بخور ای بابا من دیگه خسته شدم از قرص
الکی گرفتم گذاشتم زیر زبونم
گفت خوردی
گفتم بله خوردم
گفت زبونتو بده بالا این یکی زرنگ بود فهمید
واقعی خوردم
بعد گفت از الان به بعد اینجا خونته تا خوب خوب بشی
مگه من چمه

گفتم باشه فقظ یه کاغذ خودکار بهم میدی
من میخوام یه نامه بنویسم نامه آخرمه
گفت واسه کی
گفتم واسه دل جان
گفت دل جان اسمشه
گفتم نه من صداش میکنم دل جان ، دل جان خودم
گفت فعلا کاغذ و خودکار نداریم
واسه همین مجبور شدم این نامه روو مغزم بنویسیم
بعد یه دست لباس آوردن گفتن بپوش اینم از کادوی تولدم
یه دست لباس آبی قشنگ

جات خالی نیستی ببینی به چه روزی افتادم
این قرص جدیده رو هم که خوردم همش صدای اون خواننده تو مغزم میپیچه
همونی که با هم دوسش داشتیم
اونم آوردن همینجا بستریش کردن
میگن بستنش به تخت به زور پیرهن آبی تنش کردن
تو بیای دیگه جمعمون جمعه

فقط بعدش منو از اینجا ببر شاید اینم از اینجا نجاتش دادیم
خیلی من دلم برات تنگ شده من معذرت میخوام
که همین چندتا نامه رو داشتم برات
کم گذاشت برات کم گداشتم نه
وایسا صداشو میشنفی
گوش کن

چندتا نامه جا گذاشتم واسه تو
چیز خاصی که نداشتم واسه تو
توی این سینه پر از حرفه ولی
خیلی معذرت کم گذاشتم واسه تو
روی زخمای دلم نمک زدن
من دیگه شکستنو خوب بلدم
به همه میگم که تو خوبی ولی
خیلی معذرت اگه خیلی بدم

نامه پانزدهم ولی خداحافظی نمیکنم
بیا من از اینا میترسم

سلام نامه اولتو خوندم
کلی نامه اینجاست که دل خوندنشونو ندارم
ولی بایدی روز ببینمت
بازم بنویس برام
پیدات میکنم


اشتراک گذاری مطلب